اندر آن دل كه خدا حاكم و سلطان باشد
ديگر آن دل نشود جاي كس ديگر هيچ

مردي که کوه را از ميان برداشت کسي بود که شروع به برداشتن سنگ ريزه ها کرد
..!
مرا از اینکه می بینی پریشان تر چه می خواهی؟
از این آتش به جز یک مشت خاکستر چه می خواهی؟
من از اوج نگاه تو به زیر پایت افتادم
بیا این اوج، این پرواز، این هم پر، چه می خواهی؟
مرا بی خود به باران می بری با مستی چشمت
بیا این چشمها، این گونه های تر، چه می خواهی؟
برای ادعای عشق اگر این سینه کافی نیست
بیا این تیغ، این شمشیر، این هم سر چه می خواهی؟
مرا کافیست تاوان لبانت بوسه ای زخمی
از این ضحاک در خون مرده، آهنگر چه می خواهی؟
تمام این غزل با خون رگهایم نثارت باد
بگو دیگر عزیز من بگو دیگر چه می خواهی؟
آخر ساعت درس ، يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد، شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود .من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم . به آن دانشجو گفتم : جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد .
پروفسور حسابي
بهار را به شما تبريك عرض مي كنم
نوروز بر تمام مردم ايران و همه كساني كه نوروز را جشن مي گيرند مبارك باد
اميد وارم كه سالي پر بركت براي عموم باشد .


