مادربزرگ
گم كرده ام در هياهوي شهر
آن نظر بند سبز را
كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اوين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم
( حسين پناهي )
من پشيمان نيستم
من به اين تسليم مي انديشم اين تسليم دردآلود
من صليب سرنوشتم را
بر فراز تپه هاي قتلگاه خويش بوسيدم
در خيابان سرد شب
جفت ها با ترديد
يکدگر را ترک مي گويند
در خيابان هاي سرد شب
جز خداحافظ خداحافظ صدايي نسيت
من پشيمان نيستم
قلب من گويي درآنسوي زمان جاري است
زندگي قلب مرا تکرارخواهد کرد
و گل قاصد که بر درياچه هاي باد مي راند
اومرا تکرار خواهد کرد
آه مي بيني
که چگونه پوست من مي درد از هم ؟
که چگونه شير در رگ هاي آبي رنگ پستانهاي سرد من
مايه مي بندد ؟
که چگونه خون
رويش غضروفيش را در کمرگاه صبور من
مي کند آغاز ؟
من تو هستم تو
و کسي که دوست مي دارد
و کسي که در درون خود
ناگهان پيوند گنگي باز مي يابد
با هزاران چيز غربتبار نامعلوم
و تمام شهوت تند زمين هستم
که تمام آبها را مي کشد در خويش
تا تمام دشت هارا بارور سازد
گوش کن
به صداي دوردست من
درمه سنگين اوراد سحرگاهي
و مرا درساکت ايينه ها بنگر
که چگونه باز با ته مانده هاي دستهايم
عمق تاريک ترين تمام خوابها را لمس مي سازم
و دلم را خالکوبي مي کنم چون لکه يي خونين
بر سعادت هاي معصومانه ي هستي
من پشيمان نيستم
ازمن اي محبوب من با يک من ديگر
که تو او را در خيابان هاي سرد شب
با همين چشمان عاشق باز خواهي يافت
گفتگو کن
و به ياد آور مرا در بوسه ي اندوهگين او
بر خطوط مهربان زير چشمانت
فروغ فرخ زاد
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ، ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم ، یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم ، غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
نیست سری کز تو پر آشوب نیست اینهمه خوب شدن خوب نیست ، جور و جفا کن که حبیب منی ، مهر و وفا شیوه محبوب نیست
زدم فریاد خدایا این چه رسمیست ، رفیقان را جدا کردن هنر نیست ، رفیقان قلب انسانند خدایا ، بدون قلب چگونه می توان زیست؟
زندگي شطرنج دنيا و دل است قصه ي پررنج صدهامشکل است، شاه دل کيش هوسها مي شود، پاي اسب آرزوها در گل است، فيل بخت ما عجب کج مي رود در سر ما بس خيالي باطل است، ما نسنجيده پي فرزين او غافل از اينکه حريفي قابل است مهره هاي عمر من نيمش برفت مهره هاي او تمامش کامل است

گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگويم دوستت دارم. دوست دارم که بداني دوستت دارم!
آيا مي خواهيد با كلاس شويد ؟
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : " موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : " دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : " به سیم گیتارم گیر گیر کرده"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : " چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید : "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:" حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید :"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!
ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟![]()
![]()
شبي ياد دارم كه چشمم نخفت
شنـيدم كه پـروانه با شـمع گفت:
كه من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گريه و سوز و زاري چراست؟
بگفت : اي هـوادار مسـكين من
بـرفت انـگبين يـار شيـرين مـن
چو شيـريني از من بدر مي رود
چو فـرهـادم آتـش بـسر مي رود
همي گفت و هر لحظه سـيلاب درد
فرو مي دويـدش به رخـسار زرد
تو بگريزي از پيش يك شعله خام
من ايستـاده ام تا بـسوزم تمـام
تورا آتش عشق اگر پر بسوخـت
مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت
اين شعر يه معني جالب داره اميد وارم كه شما هم معني اونو دريابيد
دلم از ديدن روي تو چنان مي ريزد كه به باد سحري برگ خزان مي ريزد
شوق جان دادن در پاي تو را مي فهمد برگ زردي كه چنين رقص كنان مي ريزد
از چنان باده ي نابي شده لبريز دلم كه دهان باز كنم حرمت آن مي ريزد
تا كي آويختن سيب به دستان درخت ؟! دست بردار ! كه با يك دو تكان مي ريزد !
رسم ديرين زمين است در آغوش كشد آنچه را گردش شمشير زمان مي ريزد ...
حاصل كوشش يك عمر درختان پيداست : ميوه هايي كه به پاي دگران مي ريزد .....
سيد محسن خاتمي
دوستان عزيز سلام
ما در تمام شعر ها و گفته هامون از عشق و دوستي و وفا حرف مي زنيم
چه عشقي بالا تر از عشق مادر به فرزندش ؟
و اگر فرزند هم فرزند خوبي باشه ( عشق بچه به مادرش )
اين شعر را از آهنگ هاي خواننده زيبا كلام جهان اسلام ( سامي يوسف ) انتخاب كردم
انشا الله كه مورد توجه شما قرار بگيره .
Blessed is your face
مبارك و خجسته باد چهره ات
Blessed is your name
مبارک باد نامت
My beloved
ای عشق من
Blessed is your smile
گرامی باد خنده هایت
Which makes my soul want to fly
که روح مرا به پرواز در می آوری
My beloved
ای عشق من
All the nights
در تمام شبها
And all the times
و در همه زمان
That you cared for me
تو همیشه مراقب من بودی
But I never realised it
اما من هیچ گاه اینرا درک نمی کردم
And now it’s too late
اما حالا خیلی دیر است
Forgive me
منرا ببخش
Now I’m alone filled with so much shame
حالا من تنها هستم مملو از شرمندگی و خجالت بسیار
For all the years I caused you pain
در تمام این سالها من باعث این درد و ناراحتی شدم
If only I could sleep in your arms again
اگر تنها یکبار دیگر بشه من روی شانه های تو بخابم
Mother I’m lost without you
مادر من بدون تو از بین می روم
You were the sun that brightened my day
تو مانند خورشیدی هستی که به زندگانی من روشنایی می دهی
Now who’s going to wipe my tears away
حالا چه کسی است که اشکهای من را پاک کند
If only I knew what I know today
ای کاش می فهمیدم چیزی که باید امروز بفهمم
Mother I’m lost without you
مادر من بدون تو از بین می روم
************************************************************************
گریه کردم مثل ابرا بی تو مادر
شد دل من جای غصه ها بی تو مادر
رسول خدا گفت بهشت زیر پای توست بخواب مادر
برای همیشه قلبم فقط جای توست بخواب مادر
رفتی و من تنها ماندم
باغصه هام و غم هام ماندنم
گر که تو را آزردم مادر حلالم کن
بعد از تو من بی پناهم
ای که بودی تکیه گاهم
خیز و بنگر اشک و آهم
مادر حلالم کن


