اگر از پايان گرفتن غم هايت نااميد شده اي به خاطر بياور که زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد...
خسته تر از همیشه از دریاچه های خیالم...
چنان از زندگانی سیرم که روز مرگ خود را جشن میگیرم...
نمیدانم چرا ابرها را سیاهی گرفته و اسمان اشک میریزد...
ولی میدانم دلم گرفته دلی که از گذشته بیزار است...
و از حال خسته و از اینده نا امید...
بدون شک زیستن بی امید هیچ است هیچ...
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد




